مقاله «مقایسه و نقد دائرةالمعارفهاى قرآنى معاصر»، نوشته «محمدعلى رضایى اصفهانى»، در آخرین شماره فصلنامه پژوهشی «پژوهش و حوزه» منتشر شده است.
نوشتار حاضر جستارى است در چیستى دائرةالمعارف و ویژگىها و تاریخچه آن. سپس دائرةالمعارف گونههاى قرآنى پیشین را برمىرسد.
این نوشتار همچنین به معرفى سه دائرةالمعارف بزرگ معاصر، مىپردازد؛ یعنى دائرةالمعارف قرآن لایدن، دائرةالمعارف قرآن کریم مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دانشنامه قرآنشناسى پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى. در پایان نیز این سه دائرةالمعارف را در اهداف، ساختار و مدخل مقایسه مىکند و نقاط قوت و ضعف هر کدام را مىشمارد.
به اعتقاد نویسنده، اصطلاح دائرةالمعارف را نخستین بار پطرس بستانى، در حدود 1876 م، به زبان عربى و حوزه فرهنگ اسلامى وارد کرد. معادل واژه دائرةالمعارف در فارسى، «دانشنامه» است.
از نظر نگارنده، مهمترین ویژگىهاى یک دائرةالمعارف مطلوب، عبارت است از: 1. ارائه اطلاعات جامع در یک موضوع یا رشته علمى که محقق را از منابع فرعى بىنیاز گرداند؛ 2. نظامیافتگى اطلاعات درقالب مقالات، یا ساختار موضوعى یا الفبایى و نظمى منطقى؛ 3. پیروى از شیوه علمى تدوین مقالات دائرةالمعارفى، از جمله: گزارشى بودن مقالات؛ رعایت بى طرفى در ارائه مطالب، دیدگاهها و دلایل در موضوع موردبحث و پرهیز از پیش داورى و تحمیل نظر بر خواننده؛ رعایت شیوههاى فنى نگارش؛ گزیدهنویسى و پرهیز از پرگویى و تکرار؛ مستند بودن مطالب؛ استفاده از منابع اصیل و معتبر؛ استفاده از نثر علمى و پرهیز از عبارتپردازىهاى شاعرانه؛ ارائه نظاممند و منسجم مطالب و پرهیز از نظریهپردازىهاى نوظهور.
نویسنده معتقد است که تأکید بر این نکته لازم است که اصل اساسى در دائرةالمعارفنگارى، گزارش بىطرفانه اطلاعات و پرهیز ازپیشداورى است و بهترین راه براى دفاع از عقیده حق نیز دورى از غرضورزى و بیان عین حقیقت است. بنابر این لزومى ندارد که مطالب با عبارتهاى غیر علمى و متعصبانه درآمیزد تا از حقیقت دور شود. این آسیب همانطور که برخى نوشتهاند، موجب مىشود برخى از دانشوران به تدوین دائرةالمعارف، در باب موضوعهاى مقدس و مذهبى رغبت نشان ندهند.
دائرةالمعارفنگارى در جهان، پیشینهاى دیرینه دارد. گویا چینىها نخستین ملتى بودهاند که در اندیشه تألیف آن برآمدهاند و پانزده سده پیش از میلاد، مجموعههایى پرحجم و جنگگونه نوشتند که برخى از آنها هنوز پابرجا است |
رضایی اصفهانی تأکید میکند که گسترش علوم بشرى و نیاز به مراجعه به کتابهاى گوناگون و لزوم دسترسى سریع و آسان به اطلاعات، همگان را به سوى دائرةالمعارفنویسى سوق داد که فشرده علوم را در هر موضوع، در جایى گردآورند تا افراد بتوانند به جاى مراجعه به صدها منبع، به یک منبع مراجعه کنند و مطالب مورد نظر را بیابند.
دائرةالمعارفنگارى در جهان، پیشینهاى دیرینه دارد. گویا چینىها نخستین ملتى بودهاند که در اندیشه تألیف آن برآمدهاند و پانزده سده پیش از میلاد، مجموعههایى پرحجم و جنگگونه نوشتند که برخى از آنها هنوز پابرجا است.
به زعم رضایی، در بین مسلمانان در سدههاى نخستین اسلامى، انواع تألیفات دائرةالمعارفگونه پدید آمد که مشتمل بر مسائل و مباحث علوم و فنون گوناگون بود. دهخدا معتقد است که فکر دائرةالمعارفنویسى در قرن سوم پیدا شد و رسائل اخوانالصفا از دائرةالمعارفهاى اختصاصى است. نیز کتابهایى همچون عیونالاخبار ابنقتیبه و الحیوان جاحظ را نخستین نسل دائرةالمعارفهاى جهان اسلام شمردهاند. مجموعههایى چون احصاءالعلوم فارابى، مفاتیحالغیب خوارزمى، جامعالعلوم فخر رازى، مفاتحالعلوم سکاکى و نفائسالفنون آملى را هم در این مسیر برشمردهاند.
رضایی تصریح میکند که اما دائرةالمعارفهاى قرآنى نیز همچون دائرةالمعارفهاى عمومى، سیرى تکاملى داشتهاند؛ به طورى که با تنظیم «قاموسها وفرهنگها و واژهنامههاى قرآنى» شروع شده و با گردآورى «مجموعه مقالات و گفتارها در مورد مفاهیم و موضوعات قرآنى» ادامه یافتهاند. سپس دانشنامهها و دائرةالمعارفهاى قرآنى نیز به آنها ملحق شدهاند.
فصلنامه پژوهشی و اطلاعرسانی «پژوهش و حوزه»، به صاحب امتیازی معاونت پژوهشی مرکز مدیریت حوزه علمیه قم و مدیر مسئولی «علیرضا امینی» به بازار علم عرضه شده است. |